272همچنين اگر جاعل، شرايط خاصى را اعم از زمان و مكان قيد كرده باشد، جعاله را مقيد گويند و در غير اينصورت جعاله مطلق است.
در مورد ما، جعاله خاص كاربرد دارد؛ زيرا موسسه خاصى قبول مىكند كه خدمات عمره را براى متقاضيان انجام دهد و متقاضيان نيز متعهد به پرداخت «جُعل» به ازاى آن مىشوند.
برخى از نكات فقهى جعاله عبارت است از:
1. بيشتر فقها معتقدند جُعاله از ايقاعات است و احتياج به قبول ندارد. اما شهيد صدر(رحمه الله) معتقد است كه جعاله نيز احتياج به قبول دارد، مگر در مواردى كه صِرف عمل عامل، در صورتى كه در قالب جعاله انجام شود، قبول به حساب آيد.
2. جاعل بايد شرايط عمومى، اعم از بلوغ، عقل، رشد، قصد، اختيار و عدم حجر به سبب سفه و ورشكستگى را دارا باشد. ولى عامل لازم نيست كه اين شرايط را داشته باشد. فقط بايد امكان و توانايى انجام دادن كارى را كه جاعل مشخص كرده است، داشته باشد. (نجفى، بىتا: ج35، ص196؛ موسوى خمينى، 1368، ج1، ص539).
3. عملى كه جاعل خواستار انجام دادن آن است، بايد نكات زير را داشته باشد:
الف) بايد مشروع و عقلايى باشد و جزء واجبات شرعيهاى نباشد كه مباشرت انسان در آنها شرط است.
ب) لازم نيست عمل، معلوم و معين باشد، برخلاف اجاره. بنابراين اگر جاعل بگويد هركس اسب گمشده مرا بياورد، بدون اينكه مسافت و محدوده كار را مشخص كند، جعاله صحيح است.
همچنين ترديد در موضوع جعاله اشكال ندارد؛ براى مثال اگر جاعل بگويد: «هركس اسب يا كيف گمشده مرا بياورد»، جعاله صحيح است. 14. بايد مقدار جُعل از هر لحاظ (جنس، نوع، وصف و كيل يا وزن يا عددى بودن) مشخص باشد. ازاينرو اگر گفته شود چيزى به تو خواهم داد، يا فلان چيزى را كه در نظر گرفتهام خواهم داد، جعاله باطل خواهد بود، (نجفى، همان، ص187؛ موسوى خمينى، همان)
5. برخلاف عقد اجاره كه به محض عقد، اجير مالك اجرت مىشود، در جعاله، عامل پس از انجام دادن عمل، استحقاق اجرت پيدا مىكند.
6. در جعاله، جهل به عمل تا حدودى پذيرفته شده است؛ مثل اينكه جاعل بگويد هركس ماشين مرا پيدا كند، به او فلان مبلغ مىدهم. همچنين عوض مىتواند بهصورت مبلغ معينى باشد، يا نسبت