206البته كمتر بحثى از تمايز بين نيروهاى مادى و اقتصادى و افكار و آرا كه معمولاً چنين تمايزى لحاظ مىشد به ميان مىآيد.
توجه شديد دين به اقتصاد كه در اوايل قرن بيستم به چشم مىخورد، به زودى كاهش يافت، طورى كه تا دهۀ 1970 ديگر توجه چندانى به آن نمىشد، در واقع پيشرفت اقتصادى و اجتماعى موجب شده بود كه پيشوايان دينى ديگر به مسائلى چون فقر، بهداشت و نظاير آن نپردازند. دهههاى 70 و 80 قرن بيستم شاهد بحرانهاى اقتصادى بود و شكست بسيارى از كشورهاى جهان سوم، براى ساختن اقتصاد نيرومند، فكر فقر جهانى و نابرابريهاى انسانى را مطرح كرد كه مجدداً دين را متوجه امور اقتصادى ساخت، هرچند هيچگاه به شدّت قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به آن نپرداخت. 1
جلوههاى اقتصادى در حج
الف) اباحه تحصيل منافع اقتصادى در حج
از جمله امورى كه براى مسلمانان در ضمن سفر حج، اجازه داده شده، مسئله كسب و تجارت است. مسلمانان با كسب و تجارت و جلب منافع، بر توان مالى خود مىافزايند تا انجام اين مناسك معنوى، باعث ضعف و فقر و عقبماندگى آنها نگردد. حاجيان در صورت كسب و تجارت بهتر مىتوانند به تأمين هزينه سفر خود كمك نمايند و ديگران هم از منافع آنها استفاده نمايند.
در حديثى «معاويۀ ابن عمّار» از امام صادق(ع) سؤال مىكند: «كسى كه به قصد تجارت رهسپار مكه مىشود يا شتران خود را كرايه مىدهد حجّ او ناقص است يا تمام؟ حضرت در پاسخ فرمود: حج او تمام است» (
عن معاويه بن عمارَ سئلت لابي عبدالله(ع) الرجل يخرج في تجاره الي مكّه او يكون له ابلٌ فيكريها حجّه ناقصه ام تامّه. قال لا بل حجه تامّه. 2
امام على بن موسى الرضا(ع) در بيان فلسفه حج، ضمن ذكر اسرار عبادى، عرفانى و آثار معنوى، فرهنگى و تربيتى به اقتصاد و آثار معيشتى اشاره مىكند و مىفرمايد:
وفي ذلك لجميع الخلق من المنافع... و منفعه مَن في شرق الارض و غربها و من في البّر و البحر ممّن الحجّ و ممّن لم يحجّ من تاجرٍ و جالبٍ و بائعٍ و مشترٍ و كاسبٍ و مسكينٍ و قضاء حوائج اهل الاطراف و المواضع المهكن لهم لااجتماع فيها كذلك
...(لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ ). 3
يكى از دلايل وجوب حج منافعى است كه از اين رهگذر به همه خلق مىرسد و نيز منافعى است