107برخوردارى از سرمايههاى مادى و معنوى بسيار، در همين مسئله قابل رديابى است.
امام خمينى در پيام حج، استقلال سياسى را از نعمتهاى الهى مىداند كه ملت ايران به دنبال مبارزات و تلاشهاى انقلابى خود توانسته آن را به دست آورد و امام، خداوند را براين نعمت الهى شكر مىكند. 1 امام خمينى در پيامهاى حج خود، ضمن اينكه مسلمانان را به استقلال فرامىخواند، هزينههاى دستيابى به آن را نيز گوشزد مىكند 2 كه محاصره اقتصادى يكى از آنهاست. 3امام خمينى نه تنها با اين باور كه دين مانع پيشرفت و توسعه اقتصادى است، مخالف بود 4، بلكه در پيامهاى حج خود همواره بر بازگشت مسلمانان به اصول دينى تأكيد داشت و اين رهگذر را مسيرى امن و مطمئن براى دستيابى به استقلال مىدانست كه يكى از راههاى آن، توجه به همه ابعاد و ظرفيتهاى حج است. امام خمينى در اين خصوص مىفرمايد:
ممالك شرق، ممالك اسلامى، تا اسلام را نيابند، نمىتوانند زندگى شرافتمندانه بكنند. مسلمين بايد اسلام را پيدا كنند. اسلام از دستشان فرار كرده بود. ما الآن اسلام را نمىدانيم چيست. اين قدر به مغز ما خوانده است اين غرب و اين جنايتكارها كه اسلام را ما گُمَش كرديم. تا اسلام را پيدا نكنيد نمىتوانيد اصلاح بشويد. از آن مركز، كه كعبه معظّمه است و مركز اجتماع مسلمين است، در هر سال، گرفته تا آخر بلاد مسلمين، اسلام گُم است پيششان، نمىدانند چيست و لهذا مسلمين جمع مىشوند در مكه معظّمه، در يك محلى كه خداى تبارك و تعالى آن محل را قرار داده براى اجتماع مسلمين، اجتماع معنوى. مسلمين جمع مىشوند و نمىدانند چه مىكنند؛ استفاده اسلامى از آن نمىكنند. يك همچو مركز سياسى را متبدلش كردند به يك امورى كه اصلاً غفلت از همه مسائل مسلمين [است.] بايد اسلام را پيدايش كنند. مسلمين اگر حج را پيدا كنند، اگر آن سياستى كه در حج به كار رفته است از طرف اسلام، همان را پيدا كنند، كافى است براى اينكه استقلال خودشان را پيدا بكنند. ولى معالأسف ما گم كرديم اسلام را. آن اسلامى كه الآن دست ماست كه بهكلى از سياست جدايش كردند؛ سرش را بريدند. آن چيزى كه اصل مطلب است از آن بريدند و جدا كردند، و مابَقىاش را دست ما دادند. همان ما را به اين روز نشانده است كه ما نمىشناسيم سَرِ اسلام را، ما نمىشناسيم. ما تا پيدا نكنيم اسلام را، تا همه مسلمين پيدا نكنند اسلام را، نمىتوانند به مَجْد خودشان برسند. مَجدِ اسلام آن بود كه در صدر