69و در مسئلهاى فرعى، با مذهب خود مخالفت كرده است، در جايى ديگر درباره اعتقاد خالص، اغماض و ارفاقى نكوهشآميز انجام داده است. در اين رساله درباره كسىكه بر بقاى آتشِ (دوزخ) نقل اجماع كرده، مىگويد:
ما از دو جهت بر او اشكال داريم:
1. اجماعى بر اشتباه دانستن اعتقاد به نابودى آتش (دوزخ) وجود ندارد و كسى اين اعتقاد را بدعت ندانسته است. بنابراين، مسئله اختلافى است، هر چند بيشتر علماء قائل به اين معنا نيستند.
2. كسانىكه قائل به نابودى آتش (دوزخ) هستند، به دلائلى از قرآن و سنت استناد كردهاند. صرفنظر از درستى يا نادرستى استدلالشان، تا زمانىكه قائلين به آن، بر آن استدلال مىكنند، اين سخن، بدعت نيست؛ زيرا بدعت چيزى است كه هيچ دليلى ندارد، در نهايت مىتوان گفت اين سخن، گفتهاى اشتباه و يا ديدگاهى نادرست است و به آن بدعت گفته نمىشود. هدف من اين است كه بيان كنم اين گفته، بدعت نيست و قواعد بدعت، بر آن منطبق نيست و از مسائل اختلافى است. 1
بر هر انسان خردمند و هر فرد ناآگاه پوشيده نيست كه اين سخن، در