44گفتهاند- اگر جمعى از مردم دچار قحطى شديدى گردند و بخواهند به يك نفر از بين خود متوسّل گردند، امكان ندارد از كسىكه دعايش نزديكتر به اجابت و رحمت خداى سبحان است، روگردان شوند (و به ديگران متوسّل شوند) اگر انسانى به مصيبت ناگوارى مبتلا گردد و در برابرش يك پيامبر و فردى غير پيامبر حضور داشته باشد و او بخواهد از يكى از آن دو درخواست دعا كند، قهراً به جز پيامبر، از ديگرى درخواستى نخواهد كرد و اگر از غير پيامبر درخواست دعا كند و پيامبر را رها سازد، در زمره گناهكاران نابخرد تلقّى خواهد شد؛ چه رسد به عمر و ديگر صحابه همراه او كه از توسّل به وجود مقدّس پيامبر روگردان شوند و به ديگرى متوسّل گردند.
إسناد روايت فوق كه گفت: «وى را وسيلهاى به سوى خدا قرار دهيد» مقبول است و در مباحث بعدى مشروحاً درباره آن گفتوگو خواهد شد.
عبارت بعدى البانى كه گفت: «اگر اين روايت از صحت برخوردار باشد، تنها بر سببى دلالت دارد كه عمر به سبب آن، فقط به عباس (عموى پيامبر) متوسّل شد نه ديگر صحابهاى كه در آن روز حضور داشتند»، وى با اين سخن، تسليم خواسته ما شده است و كافى است كه در (راستاى فهم) اين عبارت درنگ كند؛ ولى توسّل جستن به شخص پايين دست با وجود شخص برتر و متوسّل گشتن به انسان ناآگاه، با وجود شخص آگاه، ميان صحابه، نمونههاى فراوانى دارد كه در جاى خود مشخص گشته است و در اينجا عمر به عباس متوسّل شد و از على(ع) كه به مراتب برتر از عباس بوده، روگردان شده است.
جايى ديگر كه مىگويد: «اگر از غير پيامبر درخواست دعا كند و پيامبر