45را رها سازد، در زمره گناهكارانِ نابخرد تلقّى خواهد شد»، اين عبارت نيز نوعى برداشت نكوهيده و سردرگمى و ابهام باطل (پندار بيهوده) است و هيچكس به گفته وى - كه دليل بر صحّت آن وجود ندارد - قائل نشده است. درخواست دعا از غير پيامبر را در نهايت، مىتوان تركِ (توسّل) ناميد. ترك نيز فقط بر جايز بودنِ تركِ (توسّل) دلالت دارد. آنجا كه سخن از تركِ (توسّل) به ميان آوردهاند - اگر مقرون به صحّت باشد - داراى احتمالات فراوانى است و نبايد به كسىكه در اين زمينه مطلبى نگفته، سخنى نسبت داد. بناى بحث بر اساس موضوع نامشخص، كارى عبث و بيهوده است.
4. اما سخن ابنتيميه كه از قول فرزند عمر مىگويد:
خدايا! هرگاه دچار خشكسالى مىشديم، در پيشگاهت به پيامبرمان متوسّل مىگشتيم و از باران رحمتت سيرابمان مىساختى و اينك در پيشگاهت، به عموى پيامبرمان توسّل مىجوييم، دلالت دارد كه توسّل واقعى و صحيح از ديدگاه آنان، توسّل به دعا و شفاعت وى است نه توسّل به شخص او.
پاسخ اين است كه اين سخن، مخالف با فهم و درك صحابه است؛ چرا كه صحابه در اينگونه مسائل آشناتر و آگاهتر از ديگران بودهاند و هيچگونه ابهامى برايشان حاصل نشده است. بنابراين، تفاوت ميان فهم و درك آنان و فهمِ مخالفانشان نظير تفاوت ميان سياهى و سفيدى است. بر اين اساس، گفته آنها پذيرفتنى است و راستى و درستى، همواره ملازم با آنان است. اگر انسان عاقل در پى انصاف برآيد، غير از آنچه را كه آنان