42رحلتش غير ممكن است و اگر توسل به ذات مقدس وى امكان پذير بود، با اينكه
مقتضى موجود بود، از توسّل به شخص او دست برنمىداشتند. موارد ياد شده را به نحو ذيل مىتوان پاسخ داد:
1. نهايت چيزى كه استفاده مىشود، ترك توسّل به پيامبر اكرم(ص) خواهد بود با اينكه مقتضى - كه همان شدّت نياز است - وجود دارد. تركِ توسّل، صرفاً بر تحريم يا كراهت، دلالت ندارد و تنها فايده آن اين است، كارى را كه ترك شده، مىتوان ترك كرد؛ ولى تحريم و كراهت، نياز به دليل ديگرى دارد كه از آن نهى استفاده شود. همچنين به كسىكه در اين زمينه مطلبى نگفته، نبايد سخنى را نسبت داد.
موضوع ترك توسّل را علاّمه محقّق «عبدالله بن صديق الغماري» در رساله خود به نام «حُسنُ التفهّم والدرك لمسئلة الترك» به خوبى بيان كردهاند.
2. اگر تركِ (توسل) دليل بر حرمت بود، بنابراين، صحابه با اينكه به شدت در تنگناى خشكسالى و قحطى بودند، از توسّلى كه همه به عظمت و برترى آن اتفاق داشتند - يعنى توسل به نامها و صفات الهى - دست برداشتند. چنان كه از درخواست باران، توسط عمر، اين مطلب استفاده مىشود.
3. آنجا كه عمر مىگويد: «خدايا! ما به حقّ عموى پيامبرت به تو متوسّل مىشويم»، اين موضوع را از جنبه توسّل به وجود اقدس پيامبر(ص) خارج نمىسازد؛ زيرا شخص عباس (عموى پيامبر) در دعايش مىگويد: «خدايا! مردم به خاطر نسبت و جايگاه من به پيامبرت، به من متوسّل گشتهاند»، به