204هواداران عثمان بودند و در دشمنى با شيعيان افراط داشتند بهويژه درمورد كسانىكه ميان آنان زندگى مىكردند. 1
ساجى، فردى سختگير و متعصّب بود. بنابراين، جرح و ايراد او در مردم كوفه، بايد به دقت بررسى شود؛ زيرا او گاهى فردى را به سبب مذهبش مورد جرح و خدشه قرار مىداد، چنانكه در اينجا براى عطيه عوفى، اين قضيه رخ داد. ساجى درباره عطيه گفته بود: «سخن عطيه حجّتى ندارد». سپس علت گفته خود را بيان مىكند و مىگويد: «عطيه، على را بر همه صحابه مقدم مىداشت». 2
بر اين اساس، اگر شخصى شيعه مذهب باشد و على(ع) را بر همه صحابه مقدم دارد، طبيعى است كه از ديدگاه مخالف، به جهت اين گفته، مورد خدشه قرار خواهد گرفت و سخن وى از ديدگاه مخالف، حجت نيست در صورتىكه خدشه و ايراد بر مذهب تشيع و غير آن، مردود و قابل اعتنا نيست. آنچه اعتبار دارد صداقت و راستگويى راوى است نه مذهب او. چه بسيار راويانى شيعه مذهب و يا از نواصب، خوارج و صاحبان ديگر مسلكها، كه روايتشان در صحيح بخارى و مسلم آمده است و اين كار،