203حديث است و نه از نقدكنندگانى كه شخصى در جرح و تعديل بتواند روى گفته آنها حساب باز كند. او نيز مانند عطيه عوفى شيعه مذهب است؛ بلكه عطيه عوفى از جمله مشايخ حديث اوست و بسيار بعيد است كه او به نقد عطيه عوفى بپردازد.
اين مطالب را در پىگفته شيخ حماد انصارى بيان كردم كه در رساله خود با عنوان «تحفة القارى فى ردّ الغمارى» 1 سالم المرادى را از جمله نقدكنندگانِ تضعيفكننده عطيه عوفى مىداند كه سخن وى از دو جهت، اعتبارى ندارد:
الف) سالم المرادى در زمره نقدكنندگان نيست؛ بلكه او فقط مطلبى درباره عطيه نقل مىكند.
ب) سخن وى به هيچ وجه جنبه ايراد ندارد، چگونه شيخ حماد انصارى او را در زمره خدشه واردكنندگان بر عطيه عوفى مىداند، گويى شيخ حماد انصارى قصد دارد بدون دقت و انديشه، تعداد خدشه واردكنندگان به عطيه را فزونى بخشد.
همچنين گفته است «ساجى» درباره عطيه عوفى 2 حجتى ندارد كه گفته: «عطيه، على(ع) را بر همه صحابه مقدم مىداشت». ساجى از اهالى بصره بود و بسيارى از مردم اين شهر با على(ع) ستيز و دشمنى داشتند. حافظ در «اللسان» 3 مىگويد: «دشمنى با شيعه در بسيارى از مردم بصره، معروف است»؛ آنان