2002. آنچه را درباره لقب دادن عطيه به كلبى گفتهاند، جمعى از بزرگان اهل عدالت، نظير آن را انجام دادهاند.
ابن حبّان، در كتاب «المجروحين» 1 مىگويد:
لقب محمد بن سائب كلبى، ابونضر و خود، اهل كوفه است و ثَوْرى و محمد بن اسحاق از او نقل كرده و گفتهاند: ابونضر برايمان روايت كرده است، تا وى شناخته نشود.
(جالب است بدانيد) از جمله مشايخ ثَوْرى و محمد بن اسحاق، سالم بن ابو اميه است كه وى نيز داراى لقب ابونضر است. او يكى از تابعين، فردى ثقه و مورد اعتماد است و آنگونه كه در كتاب «التهذيب» 2 آمده است، جمعى به وى استناد كردهاند.
هُشيم بن بشير واسطى، حافظ و ثقه - كه خود از نكوهشگران عطيه عوفى است - نيز همينگونه عمل كرده است. يحيى بن مَعين مىگويد: «(هشيم)، ابواسحاق سبيعى را درك نكرده است؛ بلكه از ابواسحاق كوفى كه عبدالله بن ميسره با لقب ابوعبدالجليل است، نقل روايت نموده است و هشيم لقب ديگرى به او داده است». 3 عبدالله بن ميسره، راوى ضعيفى است.
ابن ابوخيثمه به نقل از ابن مَعين مىگويد:
مروان، نام راويان را تغيير مىداد و موضوع را از مردم پوشيده نگاه مىداشت. وى از حَكَم بن ابوخالد، نقل روايت مىكرد در صورتىكه وى حَكَم بنظهير بود.