182«عبدالخالق بن منصور»، مىگويد: «فردى صالح الحديث است».
ابنمحرز نيز، مىگويد: «تا اندازهاى شايستگى دارد».
ولى احمد بن زهير بن ابوخيثمه گفته است: «او فردى ثقه و مورد اعتماد است ولى برخى او را ضعيف مىدانند».
توثيقى كه از ابن معين نقل شده، شايسته پذيرش و قبول است؛ زيرا با ديگر رواياتى كه از ابن معين منقول است، سازگارى دارد، به ويژه كه با ديدگاه ديگران نيز موافق است. بنابراين، اين افراد كه خود، پيشوايان جرح و تعديلاند، فضيل را عادل مىدانند و حديث او را مىپذيرند. مسلم به گفته وى در صحيح خود استناد مىجويد. سخن اين افراد، پذيرفته شده است.
آنان كه بر فضيل ايراد گرفتهاند، دو دستهاند:
الف) حاكم در «سؤالات السجزى» درباره او مىگويد: «(روايت) فضيلبن مرزوق در پايه شروط روايات صحيح نيست و براى مسلم عيب است كه او را در صحيح خود آورده است».
پاسخ اين استكه حاكم چنين ديدگاهى دارد؛ ولى نظر مسلم بن حجاج چنين نيست و در اين فن، گفته مسلم بر سخن حاكم، مقدم است؛ وانگهى سخن حاكم به هيچ وجه بر جرح و خدشه، دلالت ندارد. چه موارد بسيارى، حاكم بر بخارى و مسلم به جهت نقل روايات برخى افراد در دو صحيح خود، عيب گرفته است؛ اما به گفته او توجهى نمىشود، چنانكه اين موضوع را به نحو مشروح در كتب اصطلاحات حديث و رجال، مشاهده مىكنيد. با اينكه حاكم، روايت فضيل بن مرزوق را در