176از اين مطالب پى مىبريد كه در جرح و ايراد ابن حبّان (درباره عبدالمجيد) اشكال وجود دارد و در اين اسناد، درباره كسىكه ابن جريح به تدليس وى پرداخته، بهگونهاى تعصّبآميز، جنايت صورت گرفته است.
در نتيجه عبدالمجيد، آنگونه كه معاصران وى نظير احمد و ابن مَعين گفتهاند، فردى ثقه و مورد اعتماد است و سخن كسى كه بر وى خدشه وارد كرده است، سخنى مردود است و بدان توجهى نمىشود. به همين جهت، مسلم در صحيح خود به وى اعتماد كرده و در اصول خود از او روايت نقل نموده است. ازاينرو، حافظ ذهبى در كتاب «من تُكلّم فيه و هو موثّق» 1 گفته است: «(عبدالمجيد) فردى ثقه و مورد اعتماد، پيرو مسلك مُرجئه و مبلغ آن است و ابن حبّان به او بُهتان زده است».
سخن ذهبى در توثيق عبدالمجيد صراحت دارد و بدعت وى و سخن ابن حبّان در ثقه بودن وى تأثيرى ندارند، هرچند در مواردى كه به توثيق وى تصريح شده است، بى تأثير نيستند.
اما آنجا كه البانى دست به دغلبازى مىزند، به دو صورت قابل بيان است:
الف) وى در كتاب «الضعيفة» 2 گفته است:
شايد روايتى را كه عبدالمجيد به نحو موصول 3 نقل كرده است، از ابن