175دست آويز ابنحبان در خصوص مبالغه در ايراد و جرح عبدالمجيدبن ابو روّاد، حديثى است كه آن را در كتاب «المجروحين» 1 از طريق عبدالمجيد، از ابن جريح، از عطاء، از ابن عباس روايت كرده كه گفته است: «(مسلكِ) قَدَريه، كفر و شيعه، هلاكت و حروريه، بدعت است و حق را فقط در مُرجئه مىشناسيم».
دارقطنى، در كتاب «الأفراد» گفته است: «اين روايت را فقط عبدالمجيد روايت كرده است». حافظ در «التهذيب» 2 افزوده است كه: «ساير رجال سندش، ثقه و مورد اعتمادند».
آنچه را دارقطنى و حافظ گفتهاند، حق است و در آن ترديدى راه ندارد و معناى آن، اتهام عبدالمجيد نيست؛ آنچه صحيح و حق است و ترديدى در آن نيست، اتهام كسى است كه ابنجريح او را فريب داده است؛ زيرا وى در تدليس و فريب، سرآمد است.
دار قطنى مىگويد: «از فريبكارى ابن جريح بپرهيزيد؛ زيرا وى وقيحانه فريبكارى مىكند و فقط در مطالبى كه از افراد فاقد اعتبار شنيده است، دست به اين كار مىزند».
امام احمد بن حنبل گفته است:
برخى از احاديثى كه ابن جريح آنها را به گونهاى مرسَل بيان مىكند، جعلى و ساختگىاند و ابن جريح پروايى ندارد كه آنها را از كجا دريافت مىكند. 3