643در طول تاريخ، ما مكانهايى داشتهايم كه اجتماع عظيمى از انسانها را در خود جاى مىداده است. مثلا در همين ايران، معبد «چغازنبيل» خوزستان، يكى از اين نمونهها است.
اين معبد عظيم كه مربوط به قبل از هخامنشيان است، به اندازه ساختمانى 16 طبقه ارتفاع دارد و مىتوان تصور كرد كه در اين معبد، چند هزار نفر دور هم جمع مىشدهاند و خداى عصر خويش را عبادت مىكردهاند. در روم باستان هم تجمعهاى بزرگ ارتباطات گروهى را داشتهايم. همين الان هم در المپيك، شاهد تجمع بسيار بزرگى از آدمها هستيم. اما مثلا در المپيك كسانى كه حضور دارند، همزمان در يك جا نيستند؛ الزاما رفتارى مشابه هم ندارند و متمركز بر يك چيز نيستند. كسى تماشاچى مسابقه فوتبال و ديگرى تماشاچى مسابقه كشتى است. در حين تماشاى بازى، تماشاچى ممكن است چيزى بخورد و با ديگرى حرف بزند و حتى حواسش به بازى نباشد؛ برخلاف حج. اينكه جمعيتى در حدود دو ميليون نفر در مكانى فشرده دور هم جمع شوند و هم از نظر كلامى و هم از نظر غير كلامى، يكسان رفتار كنند، در طول تاريخ و حيات و تمدن بشر، از نظر فراهم كردن زمينه ارتباطات گروهى، بى نظير است.
آيا فضاى ارتباطاتى كه حج آن را به وجود مىآورد، صرفاً مربوط به ارتباطات گروهى است؟
باز از پشت پنجره ارتباطات مىخواهم به موضوع حج بپردازم. بيشتر آنهايى كه در حج شركت مىكنند، بار اولى است كه به اين سفر مىآيند و هر كدام آنها، مثلا از كعبه و گنبد سبز پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تجسمى دارد كه اين تجسم با ديدن آن دو عينيت مىيابد.
كسانى كه اولين بار، وارد مسجدالحرام مىشوند و نگاهشان به كعبه مىافتد، به حالتى از ارتباط با خود ( self communixation ) مىرسند كه نظير ندارد. من اين موضوع را در يكى از سفرهايم بررسى كردم. كدام شركت كننده در المپيك، وقتى وارد آن فضا مىشود، به چنين ارتباط با خودى دست مىيابد؟ بنابراين، يكى از خصلتهاى حج از نگاه دانش ارتباطات اين است كه با چنين ارتباط با خودى آغاز مىشود و بعد، همه ذهنها متمركز بر يك حوزه و رفتارها مشابه هم مىشود. در اينجا منظور من از رفتارهاى مشابه، آن