588سخت مجازات كند و به قرارى كه رييس شهربانى مىگفت اين موضوع را بهطور مناسبى حل كرده بود.
اينجانب چون در ميهمانخانۀ بانك مصر منزل داشتم، با حجّاج مصرى مطابق محل، به منا و عرفات رفته، مناسك حج را انجام دادم، ولى معلوم شد كه با تمام اين مقدمات، عدۀ خيلى زيادى از حجّاج ايرانى و شيعيان عراقى روز چهارشنبه را نيز كه مىبايستى همه به منا مراجعه كرده باشند به عرفات رفتهاند.
رييس ادارۀ شهربانى حجاز اظهار مىداشت كه بعد از ظهر روز مزبور ملك با كمال تغيّر و خشم به وسيلۀ تلفن به او آگهى داده بود كه اطلاع پيدا كرده است عدهاى از حجّاج ايرانى به عرفات رفتهاند و دستور داده كه فوراً به هر وسيله كه شده آنها را باز گرداند و نامبرده با عدۀ زيادى سرباز بدانجا رفته، مشاهده نموده بود كه مانند روز وقفه عدۀ خيلى زيادى در آنجا هستند. با زحمت زياد آنها را راه انداخته بود، ولى آنها بدان اكتفا ننموده به مشعر الحرام نيز رفتند، از آنجا هم با سختى فوقالعاده آنها را به منا فرستاد و به قرارى كه خودش مدعى بود به ملك گفته بود اين عده مخالفت با اجماع ننمودهاند و براى وقوف مجدد به عرفات نرفتهاند بلكه نظر به نداشتن وسيله، مجبوراً در عرفات ماندهاند. در هر صورت اين حركت خيلى در ملك ابن السعود و رجال متعصّب كشور عربى سعودى اثر بدى باقى گذارده بود و آن را به شكل توهين شديدى تلقى نموده، كينۀ آن را در دل گرفته، به فكر انتقام بودند.
بعد از مراجعت حجّاج از منا و پايان مناسك حج شنيده شد يك نفر از حجّاج ايرانى را به عنوان اينكه حرم مطهر مكّۀ معظمه را ملوث نموده، گرفته و بين صفا و مروه در مقابل ادارۀ شهربانى كَت بسته حاضر و پس از قرائت حكمى، او را با شمشير سر بريدهاند! امير الحج مصر نيز مرا ديد، راجع به اين موضوع بازجويى نموده، مىپرسيد اين شخص از كدام دسته از شيعيان است؟
رفع اشتباه ايشان را نموده، تأكيد كردم كه هيچ عاقلى نبايد به سخن عدهاى جاهل و متعصب گوش بدهد يا اين اتهامات باطل را باور كند ... . 1
13 . شيخ آقا بزرگ تهرانى در سال 1364 به حج مشرف شد. آن سال نيز گرفتارى