59آيه را حمل بر ظهور بدوى و افرادى كرده ومعتقد شويم كه هركس در اين دنيا كور ظاهرى است در عالم آخرت نيز كور محشور شده وكور زندگى مىكند؟!
آرى، چارهاى نيست جز آنكه دست از ظهور افرادى آيه برداشته وآن را حمل بر ظهور تصديقى نماييم كه مصداق آن همان كفارى هستند كه بصيرت خود را از دست دادهاند، آنجا كه قرآن مىفرمايد:
(لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ يَفْقَهُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لاٰ يُبْصِرُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ آذٰانٌ لاٰ يَسْمَعُونَ بِهٰا أُولٰئِكَ كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولٰئِكَ هُمُ الْغٰافِلُونَ ) (اعراف: 179)
آنها دلها [عقلها]يى دارند كه با آن (انديشه نمىكنند، و) نمىفهمند؛ وچشمانى كه با آن نمىبينند؛ وگوشهايى كه با آن نمىشنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همهگونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند).
توجيه آيات صفات خبرى
سيد محمّد بن سيد علوى مالكى مىنويسد:
...انّ هذه النصوص لم ترد في القرآن أو في السنة لإثبات صفة من هذه الصفات المتعلقة بالذات الّتي تسمي (صفات الجوارح) أو للإخبار عنها من