58جمله به كار رفته وغرضى كه از وضع صيغه به دست مىآيد ما را به اين معنا سوق مىدهد.
از باب نمونه، خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد:
(وَ لاٰ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلىٰ عُنُقِكَ وَ لاٰ تَبْسُطْهٰا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً) (اسراء: 29)
هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق وبخشش منما) وبيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى واز كار فرومانى.
كسى كه در مجموعه جملات آيه تأمّل ونظر كند پى خواهد برد كه مقصود به آن، بستن دستها به گردن وباز كردن آنها نيست؛ بلكه معناى كنايى از آن مراد است كه همان بخل و جود باشد، واين معنايى است كه از مجموعه جملات آيه فوق استفاده مىشود.
تفسير آيه به اين نحو، تأويل صحيحى است كه از ماده «أوْل» گرفته شده وبه معناى ارجاع به معناى مقصود است، واين در گرو آن است كه ظهور بدوى و افرادى وتصورى مفردات كلام را ترك كرده واخذ به ظهور تصديقى جملات نماييم.
آيا صحيح است كه در آيه:
(وَ مَنْ كٰانَ فِي هٰذِهِ أَعْمىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمىٰ وَ أَضَلُّ سَبِيلاً) (اسراء: 72)
اما كسى كه در اين جهان (از ديدن چهره حق) نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا وگمراهتر است.