86 جداشدن از جسم، توان انجام هيچ كارى را ندارد، بايد اين مسئله را تقرير كنيم كه يارى رساندن پيامبران و اوليا به افراد خواهان كمك، از باب تصرف ارواح در اين دنيا نيست؛ بلكه آنان با دعا كردن به زائر خويش يا استغاثه كننده، يارى مىرسانند؛ همانگونه كه انسان صالح نيز براى ديگران دعا مىكند. در واقع انسان با فضيلتتر براى كسى كه فضيلت او در درجه پايينتر قرار دارد، دعا كرده است؛ يا دستكم بايد گفت دعا كردن اولياى الهى پس از مرگ، دعا كردن برادر براى برادر [دينى] خويش است. مىدانيم كه پيامبران زنده هستند و توان ادراك دارند؛ بلكه بايد گفت پس از جدا شدن از جسم و كنار زدن حجابهاى جسمانى توان ادراك آنان دوچندان مىشود. پس در اين صورت، كمك رساندن آنها به استغاثه كنندگان به وسيله دعا، مانند اين است كه فرد صالحى در اين دنيا براى ديگرى دعا كند. اين دعاى يك فرد با فضيلتتر براى ديگرى است، يا دستكم دعاى فرد براى برادر خويش است.
همانگونه كه گفتيم طبق روايتى اعمال انسان به پيامبر(ص) عرضه مىشود. اگر خير باشد، ايشان خدا را سپاس مىگويد و در غير اين صورت براى ما طلب آمرزش مىكند. بايد گفت خداست كه به او استغاثه مىشود و از او كمك خواسته مىشود؛ اما كسى كه با توسل به پيامبر(ص) يا ولى خدا درخواست برآورده شدن حاجت دارد، خدا را فاعل مىداند، ولى با اين كار خود مىخواهد خواسته خويش را با برخى از مقربان درگاه الهى همراه سازد؛ گويى كه به هنگام بيان خواستهاش مىگويد: «من از دوستاران و از شمار پيروان كسى هستم كه نزد تو