76آنچه در اين روايت مدّ نظر ماست، طلب باران، با توسل به پيامبر(ص) پس از وفات ايشان است. عمر نيز اين اقدام را تأييد كرده است.
البته بايد توجه داشت كه در توسل، از خدا درخواست مىشود و غير از او فاعل و آفرينندهاى نيست؛ بلكه درخواست ما از خدا، به سبب جايگاه حبيب او يعنى پيامبر(ص) است. اين نيز امرى است كه نه در دنيا و نه در آخرت، تغيير نمىپذيرد. كسى كه در شأن و منزلت پيامبر(ص) نزد خداوند شك كند، كافر است. درباره توسل عمر به عموى پيامبر(ص) بايد گفت اين اقدام، بيانگر جواز توسل به منزلت و جايگاه است؛ وگرنه اين اقدام بىمعناست؛ چراكه به دعاى عباس نيازى نبود و اين باران نيز به دليل دعاى عباس بن عبدالمطلب نباريد.
توسل به پيامبر(ص) در روز رستاخيز، به قدرى روشن است كه نياز به بحث ندارد؛ زيرا روايات شفاعت به تواتر رسيدهاند؛ از جمله اينكه در اين روايات آمده است مردم در روز قيامت نزد پيامبران مىروند و از آنان طلب شفاعت مىكنند.
خلاصه
ترديدى نيست كه پيامبر(ص) نزد خداوند جايگاهى والا دارد. گذشته از ادلهاى كه توسل به ايشان را اثبات مىكند، توسل به ايشان چه مانع شرعى و عقلى دارد؟ ما در توسل، از خداوند درخواست مىكنيم و به جز او كسى را نمىخوانيم. ما خداوند را با هرچه كه محبوب اوست، مىخوانيم. گاه او را با اعمال صالح خود - كه او نيز آنها را دوست دارد -