38ما در خصوص اسرار عبادات مىخواهيم هدف و غرض شرع از عبادات را بشناسيم. طبق آيهاى از قرآن كه مىفرمايد «اگر خدا كارى انجام داد نمىتوان گفت چرا اين كار را انجام داد؟ و چه هدفى داشت؟» امّا اگر ما كارى را انجام دهيم مىتوان پرسيد كه چرا اين كار را انجام دادى؟ و هدف چه بود؟ در ارتباط با فلسفه و اسرار عبادات، مراد اين است كه غايت چيست؟ مثلاً هدف از قيام و قعود و.... چيست؟ كه منظور، همان علت غايى و هدف نهايى است. در افعال خداوند غايت معنا ندارد.
به قول سقراط بدترين توهين به خداوند اين است كه بگوييم هدف خدا از اين كار چه بود؟ زيرا در اين صورت خدا را ممكن الوجود دانسته ايم نه واجب الوجود. پس غايت و هدف مربوط به ممكن الوجود است و در افعال واجب الوجود غايت معنا ندارد. ممكن الوجود چون ضعيف است نمىتواند به آن غايت برسد، مگر با واسطههاى مختلف، اما نمىتوان گفت كه نعوذ بالله چون كارهاى خداوند غايت ندارد پس همه چيز لغو است. در آياتى از قرآن لامهايى (ليكون) به كار رفته كه به معناى عاقبت است. مثلاً در مورد فرعون آمده است كه وقتى او حضرت موسى(ع) را از آب گرفت، هدفش اين نبود كه موسى(ع) دشمنش شود، بلكه سر انجام كار اين گونه بود كه حضرت موسى(ع) دشمن فرعون شد.
ممكن الوجود يعنى هر كارى كه انجام مىدهد بايد غايت داشته باشد چون حكيم نيست. اما واجب الوجود كارى كه انجام مىدهد غايت ندارد، اما چون حكيم است اثر و فايدهاى بر آن مترتب مىشود. مثلاً ابوعلى سينا مىگويد سوراخهاى بينى انسان سرازير