39است. اين غايت كار خداوند نيست، اما اين حالت بينى باعث مىشود كه ديگر گرد و خاك و باران به داخل بينى انسان نرود.
حكيم بودن خداوند به اين معناست كه او كارهايش به خاطر رسيدن به فايدهاى نيست، اما كارهاى خداوند به فايدهاى ختم مىشود؛ يعنى غايتى بر او و فايدهاى بر كار او بار مىشود، نه اين كه به خاطر اين فايده اين كار را انجام بدهد. در ارتباط با فلسفه عبادات يك بحث اين است كه چه فايدهاى بر كار خداوند مترتب است و بحث ديگر اين است كه انجام اين كار بر ما چه اثرى دارد.
گاهى گفته مىشود كسى كه به حج مىرود در اين سفر چه چيزى براى او حاصل مىشود و گاهى گفته مىشود كه او چه چيزى را تحصيل كرده است؟ و البته تمامى اين موارد از جنبه فلسفى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.
نكونام: قبل از اين كه به اسرار و مناسك حج بپردازيم، بايد خود حج را بشناسيم كه اصلاً حج چيست و برداشت ما از آن چگونه است ؟ با توجه به حوزههاى فعاليت حج متأسفانه نسبت به حج و مناسك آن در طول تاريخ اسلام كمترين كار انجام شده است و آن چنان شكوفايى معنوى، فكرى، فرهنگى و علمى نيافته است و تنها يك زيارت و سياحت و مناسك با كمترين توشه معنوى است و در واقع به جهت حكمت نظرى و عملى و زمينهها و گزينههاى حج، بيش از ظرف احساس و شعائر صورى موفقيتى نداشته ايم.
بايد حج را به زبان معنا شناسايى كنيم. در اسلام، هيچ عبادتى در ظرف حج نيست. اعمال ديگر هر كدام زاويه ديد خاصى دارند.