100
راه حل دوم
مرحوم استاد فاضل لنكرانى در بيان راه جمعى بين اين دو روايت آورده است: روايت صحيحۀ حلبى، نسبت به طواف خارج از حدّ در حالت «اختيار»، مجمل بوده و داراى اضطراب متن است، زيرا در روايت آمده است، «ما احب ذلك» و «فلا تفعله» و از طرفى ديگر آمده، «ما أرى به بأساً». از اين روايت نمىتوان به روشنى حكم حالت اختيار را فهميد، ولى حكم حالت «ضرورت» به طور قطع و يقين از آن استفاده مىشود كه بر جواز دلالت دارد، به ويژه هرگاه ازدحام جمعيت طوافكننده نيز وجود داشته باشد.
بنابراين، روايت صحيحه حلبى «مخصّص» روايت محمدبن مسلم بوده و نتيجۀ اين تخصيص اين است كه روايت محمدبن مسلم حكم مسله در صورت «اختيار» را بيان كرده و روايت صحيحه حلبى، حكم مساله در صورت «اضطرار» را بيان نموده است. 1با تفاوت اندكى مشابه جمع فوق، در كلام مرحوم آيتالله محقق داماد آمده است: با لسان بيان حكم وضعى در روايت محمدبن مسلم كه بر عدم جواز و بطلان طواف خارج از مقام دلالت دارد اين گونه بين دو روايت جمع مىشود كه در روايت صحيحه حلبى كلمه «لا أحب» كه ظهور بر كراهت و نفى محبوبيت دارد، حمل بر منع و تحريم مىشود. 2البته از آن جهت كه در روايت جمله «لاباس» آمده اين جمع غير قابل پذيرش مىگردد.
راه حل سوم
براى حل تعارض بين اين دو روايت، روايت محمد بن مسلم را بر كراهت حمل مىكنيم؛ زيرا جمله لا بأس در روايت حلبى صريح در جواز است و اين قرينه مىشود كه ظهور جمله: ليس بطائف