99
سه) بىحجابى
اصل در انسان نفى حجاب باطنى است. تغيير لباس لطيفهاى دارد و آن رجوع به اصل است. آنگاه كه مُحرم لباس بر مىكَند، از تنگى در آمده است و به فراخى بىحجابى دست مىيابد؛ تغيير لباس به معناى تغيير حال شدت و تنگى به رخا و فراخى است. سينهها دو گونه است؛ ضيق و وسيع. از جمله اسرار كندن لباس در احرام انتقال از محدوديت و ضيق سينه است به گشادگى و وسعت ؛ بايد شرح صدر يافت كه تنها راه وصول به آن تسليم و رضاست و نتيجۀ آن چيزى جز نور، بهجت و سرور نيست.
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ » 1 ؛
«آيا آن كس كه خدا براى اسلام شرح صدر عطا فرمود وى به نور الهى روشن است.»
در اين صورت انسان به نعيم و برخوردارى مىرسد، در بركات و التذاذات الهى غوطه مىخورد. مشاهده نيز بر دو گونه است: گاهى از طريق يقين كامل و گاهى از طريق غلبه محبت حاصل مىشود. نبى اكرم صلى الله عليه و آله چشم بر هيچ موجودى باز نكرد، مگر آنكه با دل موحد آن را ديد. اگر انسان چشم سر را بر شهوات بست و چشم دل را از مخلوقات فرو كاست، ديدگان دلش به شهود محبوب مىرسد. اهل مشاهده، عمر خويش را از زمان شهود حساب مىكنند و آنچه را كه اندر غيبت گذشت، عمر نمىشمرند. چنانكه از عارفى پرسيدند: عمر تو چقدر است؟ گفت: چهار سال. گفتند: چگونه ممكن است؟ گفت: هفتاد سال بود كه در حجاب دنيا بودم، اما چهار سال است كه او را مىبينم. و روزگار حجاب را جزو عمر نمىشمرم. 2حجاب اصلى، انانيت و نفسانيت است. آنجا كه سرزمين قداست و نور است، بايد بىحجاب شد، لباس عادات كَند، نعلين خوديت بر كَند و سپس به سرزمين نور وارد شد. «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ». 3 در ميقات بايد از خويشتن عبور كرد، دژ نفسانيت را تخريب