100نمود و در آستانۀ قصرهاى آسمانى درآمد؛ بايد از تمامى تعلقات رست، خود را سبكبال كرد.
زائر بايد تمام منيتهاى خود را با لباس خود بركند و در ميقات دفن كند، پيمانى صادقانه، عهدى موسايى و پيوندى استوار با خداى خود ببندد كه تا به كعبۀ مقصود نرسد، از پاى نايستد.
ب) اسرار پوشيدن لباس
يك) لباس تقوا
لباس انسان نشان تعلقات اوست. بايد لباسى پوشيد كه رنگ تعلق نپذيرد، لباسى كه با آن هر لحظه شاهد مرگ آرزوها و تمنيات خويش باشيم؛ بى رنگترين رنگها رنگ سفيد است، سفيدى احرام نشان دهنده رنگ باختن تمامى رنگهاست. بى رنگى نماد پاكى، طهارت، سادگى و صداقت است. سالك، رنگ خدايى دارد «صِبْغَةَ اللّٰهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّٰهِ صِبْغَةً »؛ 1در اين لباس، نام، نشان، شهرت، مقام و ثروت جايگاهى ندارد. محرم با انسانهايى مواجه است كه همه با او هم رنگاند و همه با يكديگر يكرنگاند. درياى انسانها تنها يك فرياد دارد و آن رفتن به سوى خداست. لباس احرام بدين معناست كه نبايد غريبه را به جاى دوست گرفت، بايد با اغيار بيگانه و تنها با دوست نشست و از شيرينى مجالست او كام گرفت. زائر در ميقات مهمان خداست. او نبايد از تار و پود دنيوى نزد خدا ببرد؛ يعنى بايد لباسش ندوخته باشد. لباس احرام به معناى پوشيدن لباس تقواست كه گمشدۀ هر انسانى است: «لِبٰاسُ التَّقْوىٰ ذٰلِكَ خَيْرٌ». 2
دو) كفن
پوشيدن لباس احرام يادآور كفن است. لباس احرام انسان را متوجه مرگ، قبر و جهان ديگر مىكند؛ لباس احرام انسان را براى سفر ابدى مهيا مىسازد. هنگامى كه انسان از قبر