97
«فَحِينَ تَجَرَّدْتَ عَنْ مَخِيطِ ثِيَابِكَ، نَوَيْتَ أَنَّكَ تَجَرَّدْتَ مِنَ الرِّيَاءِ وَ النِّفَاقِ وَ الدُّخُولِ فِي الشُّبُهَاتِ؟ قَالَ: لاَ»؛
«پرسيد: وقتى لباسهاى دوخته را در آوردى، نيت كردى كه از ريا و نفاق و وارد شدن به شبههها خود را عريان كنى؟ گفت: نه.»
دو) عبور از دنيا
يكى از واژههاى زيبا و دلانگيز قرآنى تعبير «عبرت » است. اهل خشيت، اهل عبرتند.
« إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشىٰ ». 1 عبرت در اين آيه مربوط به سرنوشت فرعون و فرعونيان است كه بخشى از تاريخ محسوب مىشود؛ اما گاهى قرآن تاريخ گذشتگان را به صورت كلى جايگاه عبرت مىداند: «لَقَدْ كٰانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبٰابِ » ؛ 2 از سوى ديگر قرآن عالم تكوين را هم مربوط به عبرت مىداند «يُقَلِّبُ اللّٰهُ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصٰارِ». 3 امدادهاى غيبى هم با عبرت ارتباطى نزديك و تنگاتنگ دارند: « وَ اللّٰهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشٰاءُ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصٰارِ » ؛ 4 و قرآن تمامى انسانها را مخاطب قرار داده به آنها مىگويد اهل عبرت باشيد «فَاعْتَبِرُوا يٰا أُولِي الْأَبْصٰارِ». 5
عبرت با عبور، عابر، اعتبار و تعبير همخانواده است. عبور در اصل به معناى تجاوز كردن آب است از جايى به جاى ديگر. 6 عبارت مختص به كلام است از آن جهت كه از دهان و هوا عبور مىكند. اعتبار، انتقال از وضعيت محسوس به نامحسوس است و تعبير اختصاص به رؤيا دارد از آن جهت كه از ظاهر آن عبور كرده به باطنش مىرسيم. خلاصه آنكه عبرت به معناى عبور است. بر اين اساس مىتوان گفت كه معناى عبرتگيرى از تاريخ و دنيا بدين معناست كه بايد با ملاحظۀ آنها به چيز ديگرى انتقال يافت. از سوى ديگر ديديم كه عبرت در قرآن بطور