96احرام در جامۀ سفيد باشد يعنى جامۀ سياه به عنوان احرام كراهت دارد. لباس احرام اسرار و رموزى دارد كه مىتوان در دو بخش بيان كرد:
الف) اسرار كندن لباس
يك) كندن لباس مخالفت خدا
سالك بايد به هنگام كنار گذاشتن لباسهاى معمولى از گناهان خود نيز خارج شود. او بايد قصد كند كه از ثوب مخالفت بيرون رود. كارهاى حرام و حتى مكروه انسان را از خدا باز مىدارد، مانعى بر سر راه ارتباط و اتصال با خدا هستند. كسى كه ارادۀ وصال دارد بايد از علائق و شهوات بكاهد. زائرى كه وارد ميدان حج شد بايد با تمام جد و جهد خود را براى درك نفحات الهى مهيا كند و در خود شوق ايجاد كند. براساس حديثى 1 مشتاق، اشتهاى طعام ندارد، مشتاق اهل لذت نيست، مشتاق با ديگران انس واقعى نمىگيرد، مشتاق آرام و قرار ندارد، مشتاق اهل آباد كردن دنيا نيست، مشتاق لباسى به تن ندارد، مشتاق بى مسكن است، كسى كه داراى شوق است شب و روز بندگى خدا مىكند، او هر لحظه انتظار ديدار مىكشد و با زبان شوق با خدا نجوا مىكند. او سرائر خود را براى حق بيان مىكند، او اهل رجاء است، خواب به ديدگانش نمىآيد، دنيا مراد او نيست، تمامى عادات را فرو گذارده است و در تمامى عمر با زبان حال به خدا لبيك مىگويد. جذبههاى الهى، او را مىربايد، واردات قلب او را احاطه مىكند و شايق براى حضور رب انتظار مىكشد. براى شوق، محبت و عشق انسان را به سمت تحصيل كمال و وصول به اوج انسانيت سوق ميدهد.
سالك مىداند كه رسيدن به قله ممكن نيست مگر بعد از عبور از پستيها. آنكه قصد قله دارد بايد از پستىهاى گناه و معصيت بگذرد و از آنها عبور كند. كندن لباس براى احرام، نزع ريشههاى غلّ، حسد، هوى و محبت دنيا از قلب است. نيت حاجى بايد اين باشد كه به اين عادات زشت باز نگردد، از متابعت هواى نفس فرار كند و چشم خود را بر زخارف و زينتهاى دنيا ببندد. امام زين العابدين در حديث شبلى سرّ كندن لباس را اينگونه بيان مىفرمايد: