342مساوى با موجود مادى محسوس داراى زمان و مكان مىداند، بنابراين ديگر نبايد وهابيان عالم را به غيب و شهادت تقسيم كنند بلكه بايد تنها شهادت را قبول داشته و منكر غيب شوند. و بايد صريحاً بگويند خداوند موجودى مادى و محسوس است. « تعالى الله عما يقول الظالمون علوا كبيرا ».
بهتر است آقاى قفارى بداند كه هستى اعم از مادى و مجرد است و زمان و مكان و صورت و كيفيت و كم از احكام و ويژگيهاى موجود مادى است و اگر ما مىگوييم خداوند اين صفات را ندارد او را به معدومات تشبيه نكردهايم بلكه گفتهايم خداوند شبيه موجودات مادى نيست، بلكه شبيه موجودات مجرد است كه كم و كيف ندارد، و مقصود شيعه اين است كه خداوند از نقص و حاجتى كه در موجودات مادى وجود دارد مبرّىٰ است، و نفى نقص در واقع سلب سلب و به معنى اثبات كمال بر خداوند است.
مسأله خلق قرآن: آيا قرآن حادث است يا قديم؟
همۀ مسلمانان اتفاق دارند كه خداوند متكلم است، و كلام را به عنوان يكى از صفات خداوند مىدانند، امّا آنچه كه مورد بحث آنان بوده است مسأله حدوث و قدم قرآن يا كلام خداوند است. اين بحث از قديمىترين مباحث ميان مسلمانان است و حتى شايد وجه تسميه علم كلام به «كلام» همين مسأله باشد 1 زيرا اولين بحثى كه پس از اثبات وجود خداوند براى آنان مطرح بود كلام خداوند بود.
وهابيان با آنكه خود را طرفدار سلف - صحابه و تابعين - مىدانند و هر مسألهاى را كه آنان مطرح نكرده باشند ورود در آن را جايز نمىشمرند 2 امّا در عين حال مسأله حدوث و قدم قرآن يا مخلوق بودن و مخلوق نبودن قرآن را بهصورت بسيار مفصل