339در عين آنكه به عقل اعتماد مىكنند امّا مىگويند تنها اعتماد به عقل صحيح نيست و ما امورى داريم كه مصداق «طور وراء طور العقل» مىباشند. فيض كاشانى در ابتداى كتاب خود اعتماد تنها به عقل را نكوهش كرده است. 1 صدرالمتألهين نيز فرموده كسى كه فقط به عقل اعتماد كند منحرف مىشود. 2 علامه مجلسى نيز اين را متذكر شده است. 3براى نمونه كلماتى را از شيخ مفيد درباره ديدگاه شيعه نسبت به عقل بيان مىكنيم وى در مورد راه نداشتن عقل به طور استقلالى به احكام شرع مىفرمايد:
«شيعيان اجماع دارند بر آنكه عقل براى بهدست آوردن احكام نياز به دليل نقلى دارد، و بدون پيامبر به احكام خدا نمىرسد ولى اجماع معتزليان برخلاف شيعه است». 4 و در مورد اسماء خداوند كه توقيفى هستند مىفرمايد: «جايز نيست نامى جز آنچه خود خداوند يا پيامبر و ائمه عليهم السلام بيان كرده براى خداوند قرار داد و حتى در صفات خداوند نيز چنين است و اجماع مذهب اماميه و اتفاق روايات آلمحمد صلى الله عليه و آله بر اين نكته قرار دارد». 5 بنابراين تمام اسماء و صفات خداوند توقيفى است. ولى معناى اين كلام آن است كه هر صفتى كه مىخواهيم بر خداوند اثبات كنيم توقيفى است ولى نفى صفات نقص از خداوند توقيفى نيست مثلاً وقتى مىگوييم خداوند جسم نيست اين نياز به بيان شرعى ندارد و جاى توقف نيست، 6 يا مىگوييم خداوند رنگ ندارد. اينها توقيفى نيست زيرا سلب نقص است.
و امّا آنكه ايشان مىگويد: «شيعيان رواياتى را جعل كرده و به ائمه عليهم السلام خود نسبت دادهاند ولى روشن است كه ائمه طرفدار اثبات بودهاند» پاسخش اين است كه اولاً جعل حديث به علماى اهلسنت بهتر مىچسبد زيرا شيعه هميشه طرفدار كتابت و نگارش