287همچنانكه يك مكانى مىتواند بر مكان ديگر ترجيح پيدا كند به اينكه مثلاً اسم مسجد بر آن گذارده شود يا مكانى ارزش آن كم شود به جهت آنكه نام مزبله را به خود بگيرد و نماز در يك مكان مستحب و در ديگرى مكروه شود زمانها نيز اينگونه هستند مثلاً عبادت در شب يا روز جمعه يا شب و روز عيد يا ماه مبارك رمضان بر غير آن ترجيح دارد. امّا اين به جهت مناسبتها و نسبتهايى است كه براى آن زمانها يا مكانها پديد آمده است، پس خود زمان فى حدّ ذاته نه داراى سعادت است و نه داراى نحوست.
بله قرآن مجيد كلماتى از قبيل «يوم نحس» 1 و «ليلة مباركه» 2 را استعمال كرده است. و اين بركت يا نحوست به جهت عملى است كه در آن شب يا روز انجام شده است. و نفس و ذات شب و روز از جهت خير و شرّ يكسانند.
علامه طباطبايى فرموده است: «روايات زيادى درباره سعد و نحس بودن بعضى از ايام هفته داريم كه غالب اينها حديث ضعيف، مرسل، و مرفوعه هستند مثلاً روز وفات پيامبر صلى الله عليه و آله نحس است اين در واقع براى تقويت روح دينى مردم است كه احترام اولياى دين را داشته باشند مثلاً روز قتل سيدالشهداء عليه السلام بهدنبال حوائج خود نروند. و از اين روايات استفاده مىشود كه ملاك در نحس بودن بعضى از ايام آن است كه مردم فال بد «تطير» مىزنند و فال بد اثر مىگذارد». 3علامه مجلسى نيز فرموده است: «رواياتى كه درباره سعد و نحس ايام است دو احتمال دارند: اوّل آنكه آنها سعادت و نحوست دارند ولى با توكل بر خدا، صدقه، توسل به خداوند اثر آنها برطرف مىشود و ما نيز موظف به دعا و توسل به خداوند هستيم. دوم آنكه اثر آن ايام به جهت آن است كه مردم فال بد مىزنند هركس توكل و اعتمادش به خداوند ضعيف باشد از آنها متأثر مىگردد و ائمه عليهم السلام سفارش كردهاند كه به اينها اعتماد نكنيد». 4