231عقيده به تمام شيعيان نسبت داده و حكم به كفر و شرك شيعيان نموده است؟! رابعاً مهمّ فهم معناى حديث است در حديث اوّل كلمه «واو» در جمله «والعطاء والمنع» عطف تفسيرى است و در حديث دوم جمله «اصابه شىء من اعمال الظالمين» كاملاً روشن و واضح است كه مالى را مىگويد كه از اعمال ظلمه بهدست كسى مىرسد و اين همان معناى هشتم از اقسام تفويض است يعنى ائمه عليهم السلام ولايت بر بيتالمال داشته و مصرف كردن آن بهدست ائمه عليهم السلام است پس اگر آنان چيزى از بيتالمال را به كسى بدهند بر او حلال است وگرنه حرام است و چون در زمان امام باقر عليه السلام هنوز بنىاميه در رأس حكومت بودند و بنىاميه را ما كافر مىدانيم نه مؤمن فاسق - گرچه بهنظر آقاى قفارى افرادى مثل يزيد كه وحى را قبول نداشت و هرگناهى را مرتكب مىشد خليفه پيامبر و رئيس حكومت اسلامى بودند 1 - و بيتالمال در دست بنىاميه بود پس اگر بنىاميه چيزى را به كسى مىدادند آن مال برگيرنده آن حرام بود، زيرا بيتالمال از غير طريق ولايت شرعى بهدست او رسيده است و اگر ائمه عليهم السلام كه صاحبان ولايت شرعى هستند اجازه مىداند آن مال حلال مىشد وگرنه حرام بود. و بسيار عجيب است كه آقاى قفارى اين نكته واضح را نفهميده و فراوان در اينجا بحث كرده كه شيعيان ائمه خود را ربّ در تشريع مىدانند و از اينگونه تهمتها فراوان به شيعه زده است.
و امّا آنكه آقاى قفارى مىگويد: «امامان آنان مىگويند: مردم عبد ما در اطاعت هستند» 2 پاسخ اين كلام گذشت كه خود ائمه عليهم السلام فرمودند يكى از ظلمهايى كه به ما شده است همين تهمت است كه مىگويند آنان گفتهاند مردم عبد ما هستند در حالىكه ما هرگز چنين سخنى نگفتهايم. و اگر مردم عبد ما بودند پس چگونه ما در اين بازار مسلمانان خريد و فروش مىكنيم بله ما گفتهايم مردم بايد ولايت ما را دين دين داشته باشد و آنان اين سخن را تحريف كردهاند. 3و امّا مسأله كتمان كردن پاسخ يا جوابهاى متناقض دادن پاسخ اين كلام آن است