189
نقد و بررسى
تكتك مطالب آقاى قفارى جاى نقد دارد، و بسيار بعيد به ذهن مىآيد كه خود ايشان متوجه اشتباهات و مغالطات اين كلمات نباشد ولى به هرحال براى فريب عدهاى كوته بين خوب است.
اولاً آنچه كه ايشان مىگويد خواندن اسماء ائمه خلاف اخلاص در دعا است جوابش آن است كه اگر نام هر موجودى در عرض خداوند خوانده شود اين شرك است و خلاف اخلاص در دعا است ولى اگر آنها را مستقل ندانسته و مجراى فيض الهى بدانيم خلاف اخلاص نيست بلكه عين آن است، و لذا قرآن نيز دستور داده است كه هنگام دعا وسيله اخذ كنيد كه قبلاً توضيح داده شد. به هرحال ذكر كردن نام ائمه به معنى خواندن آنان است ولى عبادت كردن آنان در عرض خداوند نيست، و شيعيان نيز حاجت خود را از ائمه نمىخواهند بلكه آنان را وسيله عنداللّٰه قرار مىدهند كه خداوند حاجت را برآورده سازد.
ثانياً آنچه ايشان مىگويد ائمه عبد خدا هستند و تمام موجودات از اين جهت يكسان مىباشند نيز مغالطه است، زيرا گرچه صحيح است كه تمام موجودات بلا استثناء عبد خداوند هستند، هرچيزى كه ممكن الوجود است عبد خداوند است ولى آيا پيامبر و ابولهب هر دو يكسان هستند؟!! آيا سنگ و درخت با فرشتگان مقرّب الهى يكسان هستند؟! پس ائمه عليهم السلام از جهت عبد بودن با ديگران فرقى ندارند امّا از جهت قرب به خداوند هرگز با ساير موجودات يكسان نيستند، بله شايد بهنظر آقاى قفارى مومن و كافر و مطيع و عاصى و عالم و جاهل يكسان باشند، در حالى كه قرآن مىفرمايد: أَ فَمَنْ كٰانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كٰانَ فٰاسِقاً لاٰ يَسْتَوُونَ . 1
ثالثاً آقاى قفارى تربيت شيعى را تربيتى براساس شرك مىداند، در حالى كه درس توحيد تنها بهوسيله سخنان حضرت على عليه السلام و ائمه شيعه بيان شده است. 2 به اين نمونه از