188
نقد و بررسى
معلوم نيست چرا اگر آقاى قفارى بشنود كه ائمه و اهلبيت پيامبر در زمان انبياى سابق بودهاند برآشفته گشته و آن را شرك مىداند ولى اگر كسى بگويد عمر و ابوبكر حتى قبل از خلقت حضرت آدم وجود داشتهاند آن را عين توحيد مىداند. در منابع اهلسنت آمده است كه: «پيامبر فرمود من و ابوبكر و عمر و عثمان و على هزار سال قبل از خلقت آدم، نورهايى بر طرف راست عرش خداوند بوديم» 1 و ثانياً براى توسل حضرت آدم ضرورتى ندارد كه اصحاب كساء وجود مادى داشته باشند، بلكه توسل به خداوند به آبروى كسانى كه بعداً به وجود مىآيند نيز صحيح است، گرچه بهتر آن است كه گفته شود نور مقدس آنان از قبل از خلقت آدم وجود داشته گرچه بدن و بشره آنان در زمان صدر اسلام پديد آمد.
*
سپس آقاى دكتر قفارى گفته است:
«خواندن اسماء ائمه در دعا خلاف اخلاص بوده و از اسباب ردّ دعا است زيرا شرط قبولى دعا اخلاص است. و ائمه همچون بقيه مردم هستند و همه عبد خدا هستند و به آيه 172 سوره نساء و آيه 93 سوره مريم تمسك كرده كه تمام موجودات عبد خداوند بوده و فرقى بين آنان نيست، سپس مىگويد تربيت شيعى يك تربيت غير توحيدى است زيرا ملاكش بر توجه به غير خداوند است نه توجه به خداوند، و در اين تربيت شركى وجود دارد كه شرك زمان جاهليت در برابر آن قابل ذكر نيست، و كلماتى كه حضرت آدم از خداوند تلقى كرد اين بود كه گفت: رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا .... 23