150كلام بعضى از آنان را نقل مىكنيم:
مرحوم خواجگى شيرازى مىگويد: «بدانكه نفس ناطقه انسانى بعد از موت هرچند در درختان بهشت معلّق باشد امّا نفس را با اين بدن مدفون در قبر يا به هروجه كه باشد، يك علاقۀ خاص هست، و لهذا زيارت قبور هم پيش حكما و هم پيش متكلمين و اتباع انبياء صلواتاللّٰه عليهم حق است و ثابت. و قدر علاقه به قدرت قوت و طهارت نفس است. و لهذا نفوس مقدسه را با ابدان خود در قبر تعلّق بيشتر است. و جمعى كه گناهكار و منجّس باشند ايشان چندان به عذاب مشغولند كه از حال بدن غافلند، و ايشان از زيارت صلحا و علما مستفيد مىشوند». 1مرحوم لاهيجى نيز به دو نوع علاقه نفس و بدن تصريح كرده و مىگويد با مرگ علاقه نفس با بدن معين قطع مىشود ولى با ماده محفوظة التشخص ارتباطش محفوظ است و اين علت زيارت قبور است. 2كتابهاى فلسفى نيز معمولاً به مسأله تجرد نفس و بقاء آن پس از مرگ بدن و حفظ نوعى ارتباط بين نفس و خاكى كه در قبر باقى مىماند و نحوه انتفاع زائر از مزور پرداختهاند كه نقل كلام آنان ضرورتى ندارد. 3
زيارت قبور در قرآن كريم
برخى از آيات شريفه دلالت دارد بر آنكه زيارت قبر انسان صالح و اولياى الهى