85روزى 10 تازيانه به او بزنند تا جايى كه وى مشرف به مرگ شد.
دكتر محمدعلى البار نوشته 1: ابوحنيفه بيش از همه اهل بيت رسولاللّٰه را دوست مىداشت و در محضر امام باقر عليه السلام و زيدبن على عليه السلام شاگردى كرده و مؤيد قيام زيدبن على عليه السلام بوده است.
شيخ محمد ابوزهره مىگويد: ابوحنيفه علاقه فراوانى به اهل بيت داشته و خلافت را منحصر در اولاد على عليه السلام و فاطمه عليها السلام مىدانسته و خلفاى معاصر خود را غاصبين امر خلافت مىدانسته وقتى ابويوسف و شيبانى جاى استاد خود را قرار گرفتند اين دو يك عمل تقريبى انجام دادند و آمدند از كوفه به مدينه مهاجرت كردند و پاى درس مخالفين فقه حنفى نشستند و پس از آشنايى با مبانى فقه آنان و استفاده از مالك با آنها گفتگو كردند و بسيارى از سوء تفاهمات را بر طرف كردند.
وقتى شاگرد ابوحنيفه، شيبانى به كوفه برگشت تمام مسايل مورد اشكال مدنيان را در كتابى بنام «الحجة على اهل المدينه» پاسخ داد و گفت كه شما در اين مسايل از فقه ابنعمر و ابوهريره استفاده كرديد و ما از فقه ابن مسعود و على عليه السلام كه از مقدمين اصحاباند، شما از خليفه اول، دوم و سوم گرفتيد و ما از على عليه السلام كه سه خليفه قبلى هم مشكلاتشان را از وى مىپرسيدند. بنابراين كتاب (الحجه شيبانى) نخستين كتاب تقريبى توأم با ادب اختلاف است. 2
در اين كتاب از روايات امام باقر و صادق عليهم السلام بسيار استفاده شده و سند برخى از فتاواى ابو حنيفه به اين دو امام برمىگردد.
استاد اسد حيدر آمده و شيوخ ابوحنيفه را شمرده و گفته كه برخى از آنها شيعه بودهاند مثل:
1) جابربن يزيدبن حارث جحفى كوفى (متوفى 128 ه . ق).