157اهلبيت عليه السلام را به جهت اينكه كاشف از قول پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است حجت مىدانند همچنان كه ائمه مذاهب اربعه در بسيارى از موارد به روايات ائمه و اهل بيت عليه السلام استناد كردهاند و حتى ابن عابدين در حاشيه خود مىنويسد: المروى عن على بن ابيطالب و ابن مسعود كالمروى عن رسول اللّٰه 1 و خود ائمه عليه السلام فرمودهاند ما از خود چيزى نمىگوييم، و هرچه مىگوييم از قرآن يا سنت جدمان، پيامبر خداست. و مكرراً تاكيد كردهاند كه هر چيزى از ما روايت مىشود اگر مطابق قرآن بود بپذيريد و هر چه مخالف قرآن بود آنرا رها سازيد. 2
4- و از حماقتهاى روافض اينكه: حيوانى و چيزى را به جاى شخصيتهاى منفور خود گذاشتهاند و آنها را شكنجه مىدهند، و يا صحنههايى را از اين طريق بازسازى مىكنند، مثلاً: گوسفند مادهاى كه غالباً سرخ رنگ نيز مىباشد -\به خاطر مشهور بودن عايشه(رض) به حميرا -\مىآورند و با كندن موهايش و كارهايى از اين قبيل آن را اذيت و آزار مىدهند و گمان مىكنند كه اين كار به منزله عقوبت عايشه(رض) مىباشد.
و يا مشكى پر از روغن مىآورند و سپس شكم آنرا چاك مىكنند، تا روغن از آن بيرون بريزد و آن روغن را مىنوشند و مىگويند: اين كار مثل شمشير زدن به عمر و نوشيدن خون اوست.
و يا اينكه مثلاً: دو الاغى را كه به كار چرخاندن سنگ آسياب گماشته شدهاند، ابوبكر و عمر مىنامند و سپس آن دو را شكنجه مىدهند، و گمان مىكنند كه ابوبكر و عمر را شكنجه كردهاند.
گاهى بعضى از آنها اسامى ابوبكر و عمر را بر كف پاهايشان مىنويسند و حتى يكى از واليان پاهاى يكى از اين افراد را شلاق مىزد، با اين تصور كه ابوبكر و عمر را شلاق مىزند و مىگفت: من دارم ابوبكر و عمر را شلاق مىزنم! و اين كار را آنقدر ادامه