37كه نه معقول و منطقى است و نه مطلوب و عملى - نيست. منظور اين دانشمندان، متشكل شدن مسلمين است در يك صف در برابر دشمنان مشتركشان». 1«اين دانشمندان مىگويند مسلمين مايههاى وفاق بسيارى دارند كه مىتواند مبناى يك اتحاد محكم شود. مسلمين همه خداى يگانه را مىپرستند و همه به نبوت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ايمان و اذعان دارند. كتاب همه، قرآن و قبله همه، كعبه است. با هم و مانند هم حج مىكنند و مانند هم نماز مىخوانند و مانند هم روزه مىگيرند و مانند هم تشكيل خانواده مىدهند و داد و ستد مىنمايند و كودكان خود را تربيت مىكنند و اموات خود را دفن مىكنند و جز در مواردى جزئى در اين كارها با هم تفاوتى ندارند.
مسلمين هم از يك نوع جهانبينى برخوردارند و يك فرهنگ مشترك دارند. وحدت در جهانبينى، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بينش و منش، در معتقدات مذهبى، در پرستشها و نيايشها، در آداب و سنن اجتماعى خوب مىتواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتى عظيم و هايل به وجود آورد كه قدرتهاى عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند. خصوصاً اينكه در متن اسلام بر اين اصل تأكيد شده است.
مسلمانان به نص صريح قرآن، برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصى، آنها را به يكديگر مربوط مىكند. با اين وضع، چرا مسلمين از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته، استفاده نكنند.
از نظر اين گروه از علماى اسلامى، هيچ ضرورتى ايجاب نمىكند كه