36
راههاى نزديك سازى انديشههاى فكرى و عقيدتى
چنانكه برخى از انديشمندان مذهبى گفتهاند، وحدت تشيع و تسنن، امكانپذير نيست. اين دو جريان عقيدتى، فرهنگى و تاريخى ريشهدار را نه مىتوان در هم ادغام كرد، نه مىتوان يكى را به سود ديگرى - يا به سود اسلام - نابود ساخت. تنها كارى كه عملى است، دعوت سنّى و شيعه به اتحاد است؛ چون ضرورت دارد.
انديشمند اسلامى، استاد شهيد مرتضى مطهرى در اين زمينه بيان متينى دارد كه بسيار قابل توجه است. ايشان مسئله اتحاد اسلامى را به دو نوع «عملى» و «غير عملى» تقسيم مىكند و به مناسبت گفتوگو درباره اهميت كتاب الغدير و نقش آن در اتحاد اسلامى، به تشريح موضوع مىپردازد. اين سخن را پى مىگيريم: «مقصود از وحدت اسلامى چيست؟ آيا مقصود اين است كه از ميان مذاهب اسلامى، يكى انتخاب شود و ساير مذاهب كنار گذاشته شود يا مقصود اين است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود و مذهب جديدى بدين نحو اختراع شود كه عين هيچيك از مذاهب موجود نباشد؟ يا اينكه وحدت اسلامى به هيچ وجه ربطى به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمين، اتحاد پيروان مذاهب مختلف، در عين اختلافات مذهبى، در برابر بيگانگان است؟ مخالفين اتحاد مسلمين براى اينكه از وحدت اسلامى، مفهومى غيرمنطقى و غيرعملى بسازند، آن را با نام وحدت مذهبى توجيه مىكنند تا در قدم اول با شكست مواجه گردد.
بديهى است منظور علماى روشنفكر اسلامى، از وحدت اسلامى، حصر مذاهب به يك مذهب و يا اخذ مشتركات مذاهب و طرد مفترقات آنها -