74صٰارَتْ خٰاشِعَةً، وَعَلىٰ جَوٰارِحَ سَعَتْ إِلىٰ أَوْطٰانِ تَعَبُّدِكَ خاشع گشته و بر اعضاء و جوارحى كه مشتاقانه به پرستشگاههايت طٰائِعَةً، وَاَشٰارَتْ بِاسْتِغْفٰارِكَ مُذْعِنَةً، مٰا هٰكَذَا الظَّنُّ بِكَ، وَلاٰ شتافته و با حال اقرار به گناه جوياى آمرزش تو هستند چنين گمانى به تو نيست اخْبِرْنٰا بِفَضْلِكَ عَنْكَ، يٰا كَرِيمُ يٰا رَبِّ، وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ و از فضل تو چنين خبرى به ما نرسيده اى خداى كريم اىپروردگار من و تو ناتوانى مرا در مقابل قَلِيلٍ مِنْ بَلاٰءِ الدُّنْيٰا وَعُقُوبٰاتِهٰا، وَمٰا يَجْرِي فِيهٰا مِنَ الْمَكٰارِهِ اندكى از بلاى دنيا و كيفرهاى ناچيز آن و ناملايماتى كه معمولاً عَلىٰ أَهْلِهٰا، عَلىٰ أَنَّ ذٰلِكَ بَلاٰءٌ وَمَكْرُوهٌ، قَلِيلٌ مَكْثُهُ، يَسِيرٌ بر اهل آن مىرسد مىدانى در صورتىكه اين بلا و ناراحتى دوامش كم است و دورانش بَقٰاؤُهُ، قَصِيرٌ مُدَّتُهُ، فَكَيْفَ احْتِمٰالِي لِبَلاٰءِ الْآخِرَةِ، وَجَلِيلِ وُقُوعِ اندك و مدتش كوتاه است پس چگونه تاب تحمل بلاى آخرت و آن ناملايمات بزرگ را در الْمَكٰارِهِ فِيهٰا، وَهُوَ بَلاٰءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقٰامُهُ، وَلاٰ يُخَفَّفُ آنجا دارم در صورتىكه آن بلا مدتش طولانى و دوامش هميشگى است و تخفيفى عَنْ أَهْلِهِ، لِأَنَّهُ لاٰ يَكُونُ إِلّاٰ عَنْ غَضَبِكَ وَانْتِقٰامِكَ وَسَخَطِكَ، براى مبتلايان به آن نيست زيرا آن بلا از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته وَهٰذٰا مٰا لاٰ تَقُومُ لَهُ السَّمٰاوٰاتُ وَالْأَرْضُ، يٰا سَيِّدِي، فَكَيْفَ بِي و آن هم چيزى است كه آسمانها و زمين تاب تحمل آن را ندارند اى آقاى من تا چه رسد به