73وَسَيِّدِي وَرَبِّي، أَتُرٰاكَ مُعَذِّبِي بِنٰارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ، وَبَعْدَ مَا و اى آقاى من و اى پروردگارم آيا تو به راستى چنانى كه مرا به آتش عذاب كنى پس از اينكه انْطَوىٰ عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَلَهِجَ بِهِ لِسٰانِي مِنْ ذِكْرِكَ، به يگانگيت اقرار دارم و دلم به نور معرفتت آباد گشته و زبانم به ذكر تو گويا شده وَاعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرٰافِي وَدُعٰائِي، و نهادم به دوستى تو پيوند شده و پس از اعتراف صادقانه و دعاى خٰاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ، هَيْهٰاتَ، أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْأَنْتُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ، أَوْ خاضعانهام بهمقام ربوبيتت، بسيار دوراست! توبزرگوارتر از آنىكه ازنظر دور دارى كسىرا كهخود پروريدهاى يا تُبَعِّدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ، أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ، أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلاٰءِ مَنْ دور گردانى كسى را كه خود نزديكش كرده يا تسليم بلا و گرفتارى كنى كسى را كه كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ، وَلَيْتَ شِعْرِي يٰا سَيِّدِي وَإِلٰهِي وَمَوْلاٰيَ اتُسَلِّطُ خود سرپرستى كرده و به لطف پروريدهاى و كاش مىدانستم اى آقا و معبود و مولايم آيا چيره مىكنى النّٰارَ عَلىٰ وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سٰاجِدَةً، وَعَلىٰ الْسُنٍ نَطَقَتْ آتش دوزخ را بر چهرههايى كه در برابر عظمتت به سجده افتاده و بر زبانهايى كه صادقانه بِتَوْحِيدِكَ صٰادِقَةً وَبِشُكْرِكَ مٰادِحَةً، وَعَلىٰ قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ به يگانگيت گويا شده و سپاسگزارانه به شكرت باز شده و بر دلهايى كه از روى يقين به بِاِلٰهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً، وَعَلىٰ ضَمٰائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّىٰ خدائيت اعتراف كردهاند و بر نهادهايى كه علم و معرفتت آنها را فرا گرفته تا به جايى كه در برابرت