72عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذٰلِكَ، وَلاٰ حُجَّةَ لِي فِيمٰا جَرىٰ عَلَيَّ فِيهِ تو را سپاس مىگويم و اكنون از حكمى كه دربارۀ كيفر من جارى گشته و قَضٰاؤُكَ، وَأَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَبَلاٰؤُكَ، وَقَدْ أَتَيْتُكَ يٰا إِلٰهِي بَعْدَ قضا وآزمايش تو مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانى ندارم و اينك اى معبود من در حالى به درگاهت آمدهام تَقْصِيرِي وَاِسْرٰافِي عَلىٰ نَفْسِي، مُعْتَذِراً نٰادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً كهدربارهات كوتاهىكرده وبرخودزيادهروى نموده و عذرخواه و پشيمان و دلشكسته و پوزشجو مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً، لاٰ أَجِدُ مَفَرّاً مِمّٰا كٰانَ مِنِّي، وَلاٰ و آمرزش طلب و بازگشت كنان و به گناه خويش اقرار و اذعان و اعتراف دارم و راه گريزى از آنچه از من سر زده نيابم مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي، غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي، وَاِدْخٰالِكَ و پناهگاهى كه بدان رو آورم در كار خويش ندارم جز اينكه تو عذرم بپذيرى و مرا در إِيّٰايَ فِي سَعَةٍ مِنْ رَحْمَتِكَ، اللّٰهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرِي، وَارْحَمْ شِدَّةَ فراخناى رحمتت درآورى پس اى خداى من عذرم بپذير و بر سختپريشانيم رحم كن ضُرِّي، وَفُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثٰاقِي، يٰا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَرِقَّةَ و از بند مستحكم گناهانم رهائيم ده اى پروردگار من بر ناتوانى بدنم و نازكى جِلْدِي وَدِقَّةَ عَظْمِي، يٰا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَذِكْرِي وَتَرْبِيَتِي وَبِرِّي پوست تنم و باريكى استخوانم رحم كن اى كسى كه آغاز كردى به آفرينش من و به ياد من و بپرورشم و به احسان وَتَغْذِيَتِي، هَبْنِي لِابْتِدٰاءِ كَرَمِكَ وَسٰالِفِ بِرِّكَ بِي، يٰا إِلٰهِي و خوراك دادنم اكنون به همان بزرگوارى و كرم نخستت و سابقۀ احسانى كه به من داشتى مراببخش اى معبود من