67ابنزياد امير كوفه شده و براى كسانى كه به جنگ با امام اقدام كنند جايزۀ زيادى قرار داده است. او نگهبانان زيادى در تمامى راهها قرار داده تا هرگونه رفت و آمدى را به او گزارش كنند.
پايگاههاى نظامى در مسير كوفه ايجاد شده است. يكى از فرماندهان ابنزياد، با چهار هزار لشكر در «قادسيّه» مستقر شده است. حُرّ رياحى با هزار سرباز در بيابانهاى اطراف كوفه گشت مىزند. 1ما به حركت خود ادامه مىدهيم. جادّه به بلندىهايى مىرسد. از آنها نيز، بالا مىرويم.
امام خطاب به ياران مىفرمايد: «سرانجام من شهادت خواهد بود».
ياران علّت اين كلام امام را سؤال مىكنند. امام در جواب به آنها مىفرمايد: «من در خواب ديدم كه سگهايى به من حمله مىكنند». 2آرى! نامردان زيادى در اطراف كوفه جمع شدهاند و منتظر رسيدن تنها يادگار پيامبر صلى الله عليه و آله هستند تا به او حمله كنند و جايزههاى بزرگ ابنزياد را از آن خود كنند.
امروز مردم كوفه با شمشير به استقبال مهمان خود آمدهاند. آنها مىخواهند خون مهمان خود را بريزند. ديروز همه ادّعا داشتند كه فدايى امام حسين عليه السلام هستند و امروز براى جنگ با او مىآيند.
امروز شنبه بيست و ششم ذى الحجّه است.
ما ديشب را در اين منزلگاه كه «شَراف» نام دارد مانديم و اكنون قصد حركت داريم. بيش از سه منزل ديگر تا كوفه نمانده است.
اينجا آب فراوان است و درختان سرسبزاند. امام دستور مىدهد تا يارانش مشكها را پر كنند و آب زياد بردارند. 3اين همه آب را براى چه مىخواهيم؟ كاروان حركت مىكند. آفتاب بالا آمده است و