48
ورود به مكّه
رفتم ميان شهر و حال اين كه كوچههاى مكه بسيار وسيع است، خانههاشان حيات كه ندارد، در واقع حيات هست كوچههاشان 1. كوچههاشان نزديك به حرم است.
خانهاى در آنجا اجاره نمودم به روزى يك ريال و نيم فرانسه، كه شش هزار است.
بعد از فراغت كارها، رفتم به سر چاه زمزم، غسل كرده، آداب آن روز را به جا آورده، طواف كرديم.
حركت به سوى منى
يك ساعت به غروب مانده، روانۀ مِنى شديم كه حُكمى 2 آن شب را در منى بايد خوابيد؛ از جمله واجبات 3 است. از طلوع آفتاب تا پنج ساعت از شب رفته، حاجى ده صفه، بيست صفه، طرف منىٰ مىرفتند. آن شب را نماز و دعايى دارد و در مسجد مِنى [نماز و دعا] 4 كرديم.
وقوف در عرفات
شب خوابيده، صبح نماز را باز در مسجد مِنى كرده، راه افتاديم. سه ساعت از روز رفته، وارد عرفات شديم. اردوى بسيار بزرگ برپا شد. يك سمت شامى، يك سمت مصرى، جَبَلى ميان آنها كم بود، يك گوشه افتاده بوديم، از ظهر الى غروب، يك كوه كوچكى بود بالاى آن يك مناره ساخته بودند 5 سنىها دسته دسته مىرفتند بالاى آن كوه، دستمال مىگرفتند تكان مىدادند، يك صدايى مىكردند، نزديك به اين كه در اينجا، ايلات چوبى مىگيرند، يك چتر بسيار بزرگ و بلند نصب كرده بودند پهلوى آن مناره سرِ