143نمىتوانند به كسى تعدى بنمايند.
قسم چهارم خود ظالم است كه ظلم را ايجاد بنمايد، يعنى امر مىنمايد فلان كار را بايد فلان طور باشد، همين امر است كه سرمنشاء ظلم و تعدى است.
فصل نهم
(ورود به كربلاى معلا)
وقت اذان صبح به «كربلا» ورود نموديم، رفته رفقا را پيدا كرده، اسبابها را به منزل حمل نموده، به طرف صحن مطهر «حضرت خامس آل عبا ابى عبداللّٰه الحسين» [عليهالسلام] رهسپار شديم، چون به «حرم مطهر» وارد شديم، مشغول زيارت شديم، كه در حين زيارت بنده در اين فكر فرو رفته، كه واقعاً حضرت چگونه سلاسل ظلم را پاره نمود، و ميليونها نفوس را از دست تعدى ظالم بيرون آورد.
يك دفعه گويا بر بنده گفتند كه: اين همه اذيت و مصائب را متحمل شده، از عزيزترين علاقهجات صرف نظر نموده، كه قبول ظلم و تبعيت ظالم را ننمايد و مادامى كه رگ مبارك گردنش در حركت بود، نگذاشت حقوق حقۀ خودش پايمال هر ناكس دون بشود، و بر ما مسلمانان سرمشق داد كه به زير بار ظلم ظالم نرويم، و به هر قسمى كه باشد از خود و ديگران رفع ظلم نموده و هيچوقت تبعيت ظالم و غير مسلم را قبول ننمائيم، اگر وقتى كار بر ما سخت شد جان عزيز را فداى آزادى نمائيم.
فصل دهم
(جوانمردترين اشخاص عالم)
گرچه مقصود بنده مزاحمت نيست، كه خيال خوانندگان را مشوش نمايد، بلكه منظور بنده اين است كه يك [قدرى] به تاريخ مشاهير عالم اسلامى دقيق باشم، و ببينم فلسفۀ اين جانبازىها و زد و خوردها چه بوده، انسان بايد چطور زندگانى نمايد كه اقلاً