142فصل هشتم
ظلم چيست و ظالم كيست؟
البته هر كسى مىداند كه به يك قدر حبه، انسان به كس ديگر تجاوز نمايد، آن ظلم شناخته مىشود، ولى يك وقت مىشود انسان هم مظلوم است [و هم] ظالم شناخته مىشود، ولى بعضى اوقات محض اعانت به ظلم، ظالم شناخته مىشود، ولى در دو موقع مظلوم شناخته مىشود.
يكى اينكه انسان با قواى خود در دفع ظلم اقدام نمايد، در آخر مقهور باشد.
قسم دويم كه انسان مظلوم شناخته مىشود، در آن موقع است كه: شخص عالم و فاضل در ميان قومى زندگانى مىنمايد، علاوه بر اينكه به مواعظ و نصايح آن شخص گوش [نمى]نمايند، جهل خود را [نيز] بر آن عالم تحميل نمايند و بزرگترين ظلم به عقيدۀ بنده همين است و بس.
ولى ظالم به عقيدۀ بنده چهار كس است:
اولين ظالم آن است كه قبول ظلم را نمايد، و ظالم را حريص 1 نموده، مردم را به زحمت مىاندازد.
دويم كسى است كه مىتواند رفع ظلم را بنمايد، ولى با اين حال هيچ اقدامى ننموده، مظلوم را چون غزال 2 گرفتار چنگال سگ بدكار مىگذارد.
قسم سوم كسى است كه اعانت بر ظلم ظالم نمايد، اين طور اشخاص به منزلۀ تيرى است از دست ظالم رها شده، [كه] به قلب مظلوم مىخورد. اگر چه اين شخص يك آلت محسوب است، بلكه خود اين شخص عامل است، كه اگر اين طور اشخاص رذل 3، به دور اشخاص بدفطرت جمع نباشند و با هم تشريك مساعى ننمايند، هيچ وقت