107واقع شدهاند. و «صفا» در دامنۀ «كوه ابو قبيس» است و «مروه» در شمال مسجد است بر دامنۀ كوهى ديگر، و فيما بين آنها معبر عام است و بازار، يك ضلع معبر «مسجد الحرام» است و طرف ديگر عمارات و دكاكين است. اين قطعه زمين، خيلى مقدس و محترم است و هيچ شبههاى نيست كه «حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله » و بعضى از «انبياى سلف»، و «ائمۀ طاهرين عليهم السلام » و «اولياء اللّٰه»، مكرّر اين مسافت را پيمودهاند و با وجود اينها، «اعراب مكّه» اين قطعه زمين را از همه جا كثيف تر، نگاه داشتهاند. و عمده «سگهاى مكه» در همين معبر سكنى دارند.
به عزم مدينۀ طيّبه
بعد از فراغ از اعمال، در 27 ذيحجه[1296ه .ق]، از «مكّه» بيرون شديم، به عزم «مدينۀ طيّبه»، در اواسط محرم وارد «مدينه» شديم، و آن را «مدينة النبى صلى الله عليه و آله » نيز گويند، و سابق «يثرب» مىگفتندش؛ شهرى است جزو شرافت بزرگ «مكه»، واقع در جلگه به فاصله 56 فرسنگ، در شمال غربى «مكه»، طول غربىاش از «طهران» 11 درجه و عرض شمالىاش 25 درجه، جمعيّتش قريب يكهزار و دويست خانوار، اين جا هجرتگاه «حضرت ختمى مآب» بوده، صاحب چند مدرسه است، و حجاج بعد از زيارت «مكّۀ معظمه» به قصد زيارت «حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله » ، به آن جا مىآيند.
بلدهاى است محصور، و از خندق قديم جز آثار قليلى در بعضى نقاط چيزى باقى نيست. مسجد «حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله » را خراب نمودهاند و مسجدى به ظاهر عالى و بزرگ، «سلطان عبدالمجيد خان» آن جا بنا نمودهاند، و حالا از آثار مقدّسه قديم، جز حدودى كه بر روى ستونهاى سنگ [سنگى] نوشتهاند، چيزى باقى نيست. مثل حدود «مسجد نبى»، و محل «ستون حنّانه»، و محل «محراب» و «منبر» حضرت، و «ابواب خانۀ حضرت»، كه معروف است به «باب جبرئيل» و «باب ميكائيل» و غيره، و حدود خانۀ «حضرت زهرا عليها السلام » و امثال آنها، و كاش همان بناهاى خشت و گل به عينه، باقى بود.
شهر «مدينه» حالا هيچ شباهت به شهر قديم ندارد. تمام عمارات سنگ تراشيده است و غالب سه طبقه الى چهار طبقه و به وضع مخصوصى است در روى زمين. عرض كوچه سه چهار ذرع مىشود. بعد هر طبقه از طرفين، خروجى دارد تا طبقه سيم و چهارم،