76مخدوش كردند. بخشى از اين روايات و اكاذيب در ستايش آل ابوسفيان و معاويه بود كه همزمان با انكار فضائل اميرمؤمنان عليه السلام و تحريف چهرۀ مقدّس ايشان در السنۀ عامه پخش مىشد و با سبّ آن حضرت و خاندانش در منابر ايراد مىگرديد.
سليم بن قيس هلالى، يكى از ياران اميرمؤمنان، اين وقايع تلخ و دردناك را به تحرير آورده كه خلاصۀ بخشى از آن چنين است:
«معاويه در ايام خلافتش به مدينه آمد و از جمله اقداماتى كه جهت تثبيت حكومت آل ابى سفيان و سركوب مخالفان نمود اين بود كه به وسيلۀ مناديانش اعلام كرد: هر كس حديثى در منقبت على و فضائل اهلبيت نقل كند در امان نخواهد بود. در همۀ بلاد كار بر شيعه بسيار دشوار شد، در اينميان مردم كوفه به دليل تشيع على عليه السلام بيش از همه تحت فشار و شكنجه بودند. معاويه، زياد بن ابيه را به امارت كوفه و بصره برگزيد، زياد كه شيعيان را به خوبى مىشناخت، آنان را تعقيب مىكرد و حتّى اگر در زير سنگ يا كلوخى بودند به قتل مىرسانيد، دستها و پاهايشان را مىبريد و به چوبه دار مىآويخت و ميخ در چشمانشان مىكرد و آنها را آواره و در به در مىساخت تا آنجا كه در عراق كسى نماند كه به تشيع شناخته شود مگر آن كه به قتل رسيده يا به دار آويخته مىشد يا به زندان مىافتاد و يا تبعيد و آواره مىگرديد و ...»
سپس معاويه به عمّال خود در همۀ شهرها نوشت: از شيعيان على و خاندانش گواهى نپذيريد و پيروان عثمان و دوستداران او و خاندانش و كسانى كه فضائل و مناقبشان را روايت مىكنند به مجالس خود دعوت كنيد و گرامى بداريد و اعلام كنيد كه هر كس روايتى در فضيلت او و قبيلهاش دارد بياورد. به دنبال اين اعلام و با دادن صلهها و جايزهها