75خريدند و راويان و محدّثان را به خدمت گرفتند و محرابها و منبرها را ابزار ساختند و جناياتى كه قلم از شرح و بيانش عاجز است مرتكب شدند. بيشترين كوشش اين حاكمان نفاقپيشه و حق ستيز كه قلبهايشان از كينههاى جاهليّت آكنده بود تحريف حقايق و ارائۀ چهرۀ ناپسند از اسلام ناب محمّدى و طلايهداران ولايت، اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندان پاك او عليهم السلام بود. در اين ميان انواع فشارها و شكنجهها متوجّه كسانى بود كه امامت و ولايت اولاد پيامبر را پذيرفته و از آن دفاع مىكردند. اينان جانشان در مخاطره بود، خانههايشان ويران مىشد و حيثيت و آبرويشان هتك مىگرديد و در زندانهاى مخوف اموى و عباسى شكنجه و زنده به گور مىشدند و چوبههاى دار ناظر پيكرهاى بىجان آنان بود. بزرگترين جُرم نابخشودنى در اين مقاطع سياه تاريخى ذكر منقبت و بيان فضيلتى از امير المؤمنين على عليه السلام و فرزندان و خاندانش و دفاع از امامت و خلافت آنان بود؛ يعنى همان چيزى كه رسول گرامى صلى الله عليه و آله از آغاز بعثت تا آخرين لحظات حيات مقدّسش يادآور مىشدند و در حجةالوداع با حضور جمعيت انبوه زائران خانۀ خدا، آن را مورد تأكيد مجدد قرار دادند.
رسالت امامان معصوم عليهم السلام در اين روزهاى تاريك و پر فتنه؛ بسيار سنگين و در عين حال پيچيده بود.
عرصۀ اين رسالت از مجالس درس، تا ميدان شهادت و قعر زندانها و تبعيد و اسارت كشيده مىشد. يكى از اين مقاطع تاريخى، دوران سياه معاويه بود. او زر و زور و حيله و نيرنگ را براى مقاصد شوم خود به خدمت گرفته و از جهل و نادانى و بىخبرى مردم شام و وحشت و اختناق حاكم بر ساير بلاد، بهره مىجست و راويان دينفروش، به خواست معاويه روايات مجعول به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت دادند و چهرۀ دين را