77و اعطاى جامهها و زمين و ملك به عرب و عجم، روايات مجعول بسيارى را به طمع مال دنيا، آوردند و جايزه گرفتند! سپس از مردم خواستند در فضيلت معاويه و سوابق او نقل حديث كنند امرا و قضات معاويه پيام او را به مردم شهرها رساندند و راويان در منبرها و مسجدها در همه جا به جعل حديث پرداخته و به معلمان مكتبخانهها گفتند آن را به كودكان بياموزند، همان گونه كه قرآن را مىآموزند. كار به جايى رسيد كه اگر كسى به كفر وزندقه متهممىشد، مورد احترام بود، اما شيعيان على عليه السلام را به تهمت و ظن و گمان، گردن مىزدند و آواره مىكردند! اين وضع ادامه يافت تا امام حسن مجتبى عليه السلام بدرود حيات گفت. پس از شهادت آن حضرت نيز فتنه بالا گرفت و يك تن از بندگان صالح خدا نبود مگر آن كه بر جان خود بيمناك بود يا كُشته مىشد يا آواره مىگرديد...
3 - امام حسين عليه السلام در منا
در چنين اوضاع و احوال كه دو سال به مرگ معاويه مانده بود حسين ابن على عليه السلام رهسپار حج شد در حالى كه عبداللّٰه بن جعفر و عبداللّٰه بن عبّاس آن حضرت راهمراهى مىكردند، فرزندان هاشم را - اعم از مرد و زن - و دوستداران و پيروانشان را؛ چه آنان كه به قصد حج آمده يا قصد حج نداشتند و از انصار آنهايى را كه به صلاح و عبوديت مشهور بودند و گروهى از اصحاب پيامبر را در منا گرد آوردند كه عدد آنها به هزار تن مىرسيد، آنگاه امام در خيمهاى كه تابعين و فرزندان صحابه را در بر مىگرفت، بپا خاست و خطابهاى ايراد كرد و پس از حمد و ثناى الهى چنين فرمود:
«اين طاغى سركش؛ يعنى معاويه با ما و شيعيان ما كارى كرده كه خود