65است؛ أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ 1كعبه آنگاه سنگ نشانى است براى رهپويان راه خدا كه ولايت و زعامت آن در دست صالحان و متّقين باشد. چه، خداوند ولايت كعبه را به دست آنان سپرده است؛ إِنْ أَوْلِيٰاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ 2حال اگر كسى به طواف اين خانه بيايد و از تسليم و تعبد مطلق در برابر اساسىترين عامل انسان ساز كه همانا محبّت و ولايت امام و اطاعت ولى امر است، رخ بتابد و يا در شناخت آن تقصير كند، از طواف و مناسك نيز بهرهاى نبرده و از معرفت كامل بىنصيب مانده است و بديهى است كه چنين حجّى در تكامل انسان نقشى ندارد. اين است كه با قاطعيّت مىتوان گفت حجّ بىولايت حج نيست، چنانكه حجّ بىبرائت. كه تولّى و تبرّى از يكديگر تفكيك ناپذيرند و بدون زيارت كعبۀ دل، طواف كعبۀ گل بىحاصل است.
به گفتۀ عارف و فقيه متألّه مرحوم فيض:
يك طوافِ سر كوى ولىّ حقّ كردن
على و كعبه
ذكر اين نكته بىتناسب نيست كه ميان «امامت حق» و «كعبه معظمه»