30كنند و مردم را به شاهراه توحيد واتحاد بازگردانند.
3 - اختلافات مردم - حتى ديندارانشان - معلول سركشى و طغيان هواهاى نفسانى آنها است كه بايد با اين آفت درونى مبارزه كرد.
4 - مؤمنان واقعى را خداوند از خطر اختلافات مصون داشته است.
5 - راه راست و طريق استوار سعادت، در هدايت الهى است؛ يعنى همان «وحدت و توحيد» و تسليم شدن در برابر اوامر و نواهى حق.
در همين راستا، قرآن آحاد جامعۀ بشرى را به چنگ زدن بر رشتۀ استوارى دعوت مىكند كه هرگز گسستنى نيست؛ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا 1 و اين است شالودۀ وحدت انسانى كه با ديدگاه جامعهشناسان تفاوت ماهوى دارد. آنان معتقدند كه روابط انسانى و پيوندهاى اجتماعى، متأثر از عوامل جغرافيايى و اقليمى، مليّت و نژاد يا زبان و رنگ و... است كه هيچكدام پايدار نيست و يا در وضعيتى است كه مشكلى براى آنان پيش آيد؛ مانند جنگ و بلاياى مشترك، آن هم براى حل مشكل! اما هرگاه مشكل رفع شود و مردم به راحت و رفاه و آرامش و امن برسند نهتنها انگيزهاى براى همبستگى ندارند، بلكه بر سر مطامع مادى و مال و جاه، به تنازع و رقابت روى مىآورند كه بديهى است اين پيوند دير پاى نيستو اسلام چنين چيزى را نمىپذيرد و براى آنارزشى قائل نيست.
در اسلام اساس پيوندهاى اجتماعى ايمان و اعتقاد است؛ همان چيزى كه در «فطرت توحيدى» انسانها تعبيه شده و ثابت و پايدار و بدور از متغيّرات زمان و مكان است و با تكيه بر آن، امت از هرگونه تنازع و تفرّق رهايى مىيابد و جامعۀ موحّد متّكى به الفت روحى و قلبى است و